گریه نکن استانبول (شهرزاد) که در استانبول جریان دارد، داستان یک عشق غیرممکن را روایت میکند. شهرزاد، یک زن جوان قوی و پر امید است که در دانشکده پزشکی تحصیل میکند. در حالی که شهرزاد با معشوقش فرهاد رویای آیندهای شاد را در سر میپروراند، زندگیشان با محکوم شدن فرهاد به اعدام بهخاطر جرمی که مرتکب نشده بود، کاملاً زیر و رو میشود…
در سریال Don't Cry Istanbul تو گریه نکن استانبول ماجرای عشق پسری به نام فرهاد به دختری به نام شهرزاد است. فرهاد روزنامهنگار و شهرزاد پزشکی میخواند. آن دو عاشق یکدیگرند و قصد ازدواج دارند. دفتر کار فرهاد به خاطر انتشار مطالب سیاسی مورد هجوم عدّهای از اوباش قرار میگیرد و در حین درگیری یکی از اوباش از ساختمان سقوط میکند و میمیرد. فرهاد نیز به جرم قتل او دستگیر شده و مورد شکنجه قرار میگیرد و…
زن جوانی به نام شهرزاد، در دانشکده پزشکی تحصیل میکند و رویای آیندهای روشن را در کنار پسری به نام فرهاد در سر دارد. با این حال، زمانی که فرهاد به ناحق به اعدام محکوم میشود، زندگی آنها کاملا تغییر میکند. شهرزاد در تلاشی برای نجات فرهاد از چوبه دار، به بویوک بی، مردی که به خاطر نفوذ تاریک خود مشهور است، روی می آورد و...
سریال گریه نکن استانبول، داستان عشق شهرزاد و روزنامهنگاری به نام فرهاد است، که پس از حمله به دفترش به دلیل انتشار مطالب سیاسی، دستگیر شده و به اعدام محکوم میشود. شهرزاد برای نجات فرهاد، به بویوکبی، مردی با نفوذ و مرموز مراجعه میکند، غافل از اینکه این تصمیم، زندگی خودش، دختر بویوکبی، و برادرزاده اش کوبات را بهطور غیرمنتظرهای تغییر خواهد داد.
در مورد زن جوانی به نام شهرزاد است که در دانشکده پزشکی تحصیل میکند و رویای آیندهای روشن را در کنار پسری به نام فرهاد در سر دارد. با این حال، زمانی که فرهاد به ناحق به اعدام محکوم میشود، زندگی آنها کاملا تغییر می کند و...
شهرزاد اشک های استانبول یا گریه نکن استانبول (به انگلیسی : Shahrazad: Tears of İstanbul) با عنوان اصلی “Sen Aglama Istanbul” سریالی درام و عاشقانه محصول سال 2024 کشور ترکیه ، به کارگردانی چاغری ویلا لوستووالی است. شهرزاد برای نجات عشقش فرهاد که با وجود بی گناه بودن به اعدام محکوم شده است ، مجبور میشود از بیوک بیک ، که قدرت و نفوذ سیاسی زیادی دارد ، کمک بخواهد اما از بهای سنگین درخواست خود بی اطلاع است و …
گریه نکن استانبول (شهرزاد) که در استانبول می گذرد، حول محور یک عشق غیرممکن می چرخد. سحرازات، یک زن جوان مقاوم و امیدوار که در دانشکده پزشکی تحصیل می کند، آرزوی آینده ای روشن را در کنار فرهات محبوبش دارد. با این حال، زندگی آنها زیر و رو می شود ...
شهرزاد برای نجات عشقش فرهاد که با وجود بی گناه بودن به اعدام محکوم شده است، مجبور می شود از بیوک بیک، که قدرت و نفوذ سیاسی زیادی دارد، کمک بخواهد اما از بهای سنگین درخواست خود بی اطلاع است... در بحبوحه دوران پرفراز و نشیب سیاسی در ترکیه، شهرزاد و فرهاد عاشق هم هستند.
شهرازات، یک زن جوان مقاوم و امیدوار در حال تحصیل در دانشکده پزشکی که آرزوی آینده ای روشن را در کنار فرهات محبوبش دارد. با این حال، زمانی که فرهات به ناحق به اعدام محکوم می شود، زندگی آنها زیر و رو می شود. شهرزاد در تلاشی مذبوحانه برای نجات او از چوبه دار، به بویوک بی، مردی که به خاطر نفوذ بسیار خود مشهور است، روی می آورد. اما نکتهای وجود دارد که او از آن بیاطلاع است: هیچ لطفی از سوی بویوک بی بدون طمع نیست...
معنی تحت الفظی اسم سریال «شربت زغال اخته» است که اشاره دارد به ضربالمثل معروف ترکیِ «خون بالا میاره ولی میگه شربت زغال اخته خوردم» که دقیقا معادل ضربالمثل فارسی «سرخ نگه داشتن صورت با سیلی» هست و مفهومش حفظ آبرو یا حفظ ظاهر هست و چون اصطلاح شربت زغال اخته در زبان ما ملموس نیست، از اسم حفظ آبرو استفاده کردیم… کیویلجیم یک خانم تحصیلکرده، مدرن و رئالیست است که بعد از طلاق از شوهرش با صلابت تمام زندگیش را با دو دخترش چیمن و دوعا ادامه میدهد و آنها را با ارزشهایی که باور دارد تربیت میکند. دوعا که در رشتهی دندانپزشکی تحصیل میکند، در همان سال اول دانشگاه بخاطر حامله شدنش تصمیم به ازدواج میگیرد و باعث ناامیدی کیویلجیم میشود ولی شوک اصلی زمانی به او وارد میشود که با خانوادهی محافظهکار دامادش آشنا میشود و تفاوت فرهنگی بین خودشان را میبیند…
اعظم یوجداع که بعد از سالهای طولانی از زندان آزاد شده، برای دوباره بدست آوردن چیزهایی که از دست داده مبارزه خواهد کرد. اعظم با وجود گذشتهی غمبارش، راز بزرگی که در سینهاش دارد و باری که روی دوشش است، شتابان به دنبال امید پیش میرود. آیا میتواند دانههای مرواریدی که از گردنبندِ پاره شدهاش ریختهاند را دوباره جمع کند؟
نظرات کاربران
برای ثبت نظر ابتدا وارد اکانت خود شوید.